تبلیغات
آرنگ قلعه درویش
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391  11:04 ق.ظ

http://s2.picofile.com/file/7335962789/AAAAAEWWQ.jpg

زدست زمانه دلم خون شده ..... که رسم عشایر دگرگون شده


نه چابک سوارو کهنه صیاد ..... سران عشایر برفتند ز یاد


کجایند مردان شیرین بیان ..... پریدندو رفتند همه از میان


ز دست زمانه بباید گریست ..... زه برنو بدستاد دگر اثر نیست


دریغا کجایند شیران نر ..... تفنگهای برنوو اسب کهر


کجایند زنهای مینا به سر..... که نشینند وزایند شیران نر.!!


  • آخرین ویرایش:-



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391
شنبه 6 اسفند 1390  10:47 ب.ظ

ایل بزرگ بختیاری

گُودی وِم روز عید ایام

گُودی پاته نُم منه تیام

خدا دونه ریت گلِ ناره گوشُ گوشواره مه و آستاره

وداغ تو دل پره درده تودلت برده رنگه مو زرده

تیل تو رنگه باغ آسمونه

پلل تو چی کمند عاشقونه

کوگ کوهسار رهدن از تو یاد گرده

بلبل باغ سی دل تو بیت ایخونه

بهار اوی گل به بار اوی

به ویرم قول و قرار اوی

خدادونه سی تو دل تنگه

مو دلم شیشه تو دلت سنگه



  • آخرین ویرایش:-

رودخانه جان کشاورزان قلعه درویش را می گیرد/ غرق شدگی به خاطر نبود پل

  کشاورزان روستای قلعه درویش برای رسیدن به مزارعشان مجبورند از داخل رودخانه عبور کنند زیرا پلی که قرار بود بر روی آن احداث شود خیلی وقت است که نیمه کاره رها شده ...


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 آبان 1390



پنجمین سالگرد زنده یاد مسعود بختیاری متاسفانه بدون هیچ گونه برنامه خاص وحضور هیچ یک از هنرمندان بختیاری برگزار گردید. که مجری مراسم فقط به تعریف وتمجید از نیروی انتظامی پرداخته وپیام تسلیت سه نفر خاص را به تکرار قرائت نمودند. که با این منوال امیدوارم در سال اتی این مراسم برگزار واز ان استقبال شود!!!!!


  • آخرین ویرایش:شنبه 21 آبان 1390



برای دیدن تصاویر بیشتر به"ادامه مطلب" بروید


  • آخرین ویرایش:جمعه 13 خرداد 1390
سه شنبه 27 اردیبهشت 1390  01:09 ب.ظ

به نام خدا

با سلام و درود بر همتبار عزیز و همخونم

شمایی كه طلایه دار بهترین سرزمین ها هستید سرزمین هایی همچون "خاك شهماروند نشین"، "تنگ مولا","قلعه آ درویشعلی","چشمه زرمیتان" و "آب کیسر" كه همچون دری است بر گردن زاگرس، سرزمین هایی همچون "بنه میر لالی" آن فردوس نشسته بر دل گرمای سوزان خوزستان.

شمایی كه وارث نام تشی بوده كه آوازه اش همانند تیره ای بلند است و این بلندی آوازه، مدیون رشادت مردان بزرگی چون پدر بزرگمان "آكلبی" آن سردار افغان شكن و از فاتحان "قلعة قندهار" كه یاد و خاطره اش رفته رفته به قعر اقیانوس ژرف و بی انتهای تاریخ می رود و آنچه از او می دانیم سینه به سینه از پدرانمان فرا گرفته ایم و بی شك این فراموش نشدن آن بزرگ نامدار در سینة مواج تاریخ، مهر تاییدی است بر شاهكار حماسی وی در قلعة قندهار.

آری، نوادگان ابرمرد تاریخ بختیاری، ای طلایه داران شهماروند بیایید تا مرقدی بر تربت پدربزرگمان بسازیم كه در خور و شایستة آن سردار باشد، مرقدی بسازیم كه همچون اسمش با تاریخ جاودانه بماند.

لذا تصمیم بر آن شد كه برای این مهم در بانك صادرات آلیكوه حسابی به شماره0332191232003  بنام "ستاد بازسازی مرقد آكلبی" افتتاح نموده و هر قدر در توان توست و می توانی به حساب واریز نموده و در این حركت و جنبش تاریخی ما را كمك و یاری نمایی.

 با تشكر

ستاد بازسازی مرقد آكلبی


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 31 خرداد 1390
چهارشنبه 17 فروردین 1390  01:14 ب.ظ

 












  • آخرین ویرایش:جمعه 21 بهمن 1390

روستایی است از استان چهار محال بختیاری از توابع شهرستان اردل واقع در90کیلومتری شهرستان شهرکرد با جمعیتی بالغ برهزار نفرکه همگی از طایفه شهماروند از ایل بزرگ  بختیاری میباشند که شامل سه اولاد می شود 1_اولادآدرویشعلی 2_اولاد عسگر3_هالو خورزا که اولاد ادرویشعلی از فامیلیهای سلطانی _سلطان پور_محمودی_خسروی وجهانگیری تشکیل شده واولاد عسگر نیز  فامیلیشان  عسگری می باشد وهالوخورزا  فامیلیشان کریمی_مختاری_جهانی_الماسی_قاسمی _امینی _نامداری_ظاهری_ حیدری _وکیل زاده _اقاخانی _مرادپور_خونکاری وعسکری پیربلوطی میباشد.که جمعیت اصلی این روستا تقریبا سه هزار نفر بود که متاسفانه به علت مهاجرت بی رویه جمعیت این روستا کم شده و هنوز رو به کاهش است.درامد مردمش بیشتر کشاورزی ودامداری میباشد ودارای اب وهوای معتدل وجاذبه های گردشگری طبیعی مانند چشمه ها ،  صخره ها،ابشارها،ساحل رودخانه ودرختان کهن میباشدکه درچهار فصل سال دیدنی میباشدولی اردیبهشت ماه واقعا دراین محل اردوی بهشت میباشد.,


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 3 آذر 1389



لینک مستقیم

اهنگ 1 سیروس یوسفی

اهنگ2 سجاد رزمجویی

اهنگ3  اسدپور

اهنگ4  زنگنه

اهنگ5سجاد رزمجویی

اهنگ6 سینا سرلک

دانلود زنگنه
دانلود گل فروش


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 26 مهر 1389
شنبه 3 مهر 1389  12:06 ق.ظ

بازهم پاییز.باز هم چاوش وخروش ایل.باز هم صدای خش خش برگهاوعلفزارهای زردرنگ سرزمین سردسیر بختیاری.دوباره صدای زوزه بادهای پر از قاصدك(دالو) برصخره های سنگی وباز هم دلتنگی.

وسرانجام لحظه غم انگیزكوچ(مال كنون)

اوایل پاییزاست وزمزمه مال كنون دراندك سیاه چادرهای به جامانده ایل به گوش میرسد و همه منتظرندكه ریش سفید یا كد خدای طایفه زمان كوچ را اعلام كندتا همه باهم در سحر گاهی پاییزی سیاه چادرها را در هم پیچیده وبر پشت چهار پایی گذاشته وراهی سفری پر خاطره شوند وباخاطره های فراوان وارگه های خنك سرزمین بختیاری را ترك كرده و راهی گرمسیر شوند.خودشان میروند ولی دل وروحشان همچنان در وارگه میماند تا بهاری دوباره شود وبا عشق وهیاهو به وارگه ها برگردند.

لو حشك و دل تنگ به جا وارگه هاتون       دل مو چی كچك سیاه چاله هاتون

ای خدا صوری بم بده ایمون محكم           مال كنون سرمه نهاد به زونی غم

بی تو مال كنونه غم باتو چی بهاروم        ایل به بار مال به گدار بیو وادیاروم

واما نمیدانم چه رازیست در خاك وسنگهای سرزمین بختیاری كه هنگام كوچ از این سرزمین و  وارگه ها غمی بسا سنگین بر سینه هایمان می نشیند و هنگامی كه در بهاران دوباره به این سو برمیگردیم با شادی وعشق فراوان همچون كبكهای بهاری برای رسیدن به كوههای سر سبز وسر به فلك كشیده بختیاری پر می كشیم.


  • آخرین ویرایش:شنبه 3 مهر 1389



اسمم فروزنده است.. پدرم اسمم را انتخاب کرد چرا که فروزنده اربابی گوینده خوش صدایی که سالها پیش در رادیو ایران گویندگی میکرد را همه خانواده ام دوست داشتند .


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 18 مرداد 1389
پنجشنبه 24 تیر 1389  12:10 ب.ظ

Koohrang

روز برفی تش بلیطی تو گلی یادس بخیر      کنج چاله کتری سیاه خل خلی یادس بخیر

جا گندما پر زه بافه جا کلورا پر حیون             زیر سایه مشت خرمن کیف داره دو ونون

بسته بی بارسفرکردزارو گریونوم وره        یه پسین دیر مجال تش ونده به جونوم وره

کاسه کوزه ارزومه مثل لیلی اشکنا         مثل مجنون کرد اواره بیاونوم و ره

رنگ سوز عشقم به سوزی تش بلیطیم      موبه او صدای ناز بلبلت زونی بریدوم

صدات لالایی بی به گوش خستوم      په کوجه لنگر وندیه ای کشتی به گل نشستم

می خرده به کتلی دی از دلم راست ایبو        تا تیم اوفته من تیلت دلم وسواس ایبو

عرق شرم ودلت سر دو لپم ایطره       صورتم سرخ وسفید  منی گل ریواس ایبو

تو بیو اومدنت مرهم درمون دله      سوزه زار تیلت بهار نی  توستون منه

دوش سر اوریشوم زولفش خو رهدم یهو     دل خوش کردم امشو بخوسوم سر چویل برگلش


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 24 تیر 1389
دوشنبه 21 تیر 1389  08:00 ب.ظ

پوشاك زنان بختیاری

"عکس یک دختر تهرانی در لباس بختیاری"

برخی از صاحبنظران پوشاك زنان بختیاری را آمیزه ای از پوشاك فرهنگ و تمدن ایران كهن میدانند و با اشاره به همگونی هایی بین لباس زنان بختیاری با لباس زنان زرتشتی در دوره ساسانی، معتقدند كه اصالت قوم بختیاری حداقل تا زمان ساسانیان محرز است.

زنان عشایر بختیاری اكثر لباسهای خود را با دست می دوزند و استفاده از مخمل و پارچه های رنگین همراه با منجوق و پولك دوزی در بین آنان از دیرباز رایج بوده است. معمولترین نوع پوشاک عبارتند از:

لچک lachak : کلاه مانندی ست که قسمت پشت آن در زیر «می نا» قرار می گیرد و با پشت سوزنی به می نا متصل میگردد. لچک دو بند دارد که در زیر گلو بسته می شوند. موهای جلوی سر را که به آن «تُرنه torne» میگویند تاب می‌دهند و از زیر لچک بیرون می‌آورند و انتهای مو را زیر می نا پنهان می‌کنند . در جلوی لچک اشرفی، منجوق و الماس نما یا سکه می دوزند. لچک زنان بختیاری انواع گوناگون دارد از جمله سیخکی، ریالی، صدف. رایج ترین آن ریالی می‌باشد که از سکه‌های قدیمی در تزئین آن استفاده می‌شود.

زیرلچکی: «بُنایی bonnaei » سکه های طلا یا نقره را به هم جوش میدهند و در زیر گلو در قسمت گره خورده دو بند لچک قرار میدهند.

می نا mayna: روسری بلندی ست از پارچه نازک حریر مانند به رنگهای آبی، زرد، سرخ و یا بنفش. جوانان معمولا از رنگهای روشن و زنان میانسال و از رنگهای تیره استفاده می كنند. برای دوخت می نا که بشکل مستطیل است، از سه الی چهار متر پارچه استفاده می میشود. طرز سر كردن می نا به شکلی است که آن را چند بار دور سر و گردن می پیچانند و دنباله اش را جلو سینه و پشت سر رها میکنند. سپس با «بند سوزن» كه ریسمانی پر از مهره های رنگی یا ریال می باشد و دو سنجاق قفلی در دو سر دارد، آنرا را روی لچک محكم می كنند.

بندسوزن: «سیزن بند cizenband» از پشت سر تا کمرگاه آویزان میشود. دو سر این ریسمان پر از مهره و زینت آلات دیگر را بوسیله گیره و یا سنجاق بر روی لچک گیر میدهند که در عین حال می نا را نیز محکم نگه میدارد. البته گیره و سنجاق میتواند معمولی یا از جنس طلا و نقره انتخاب شود.

دستمال «دستمال سر»: دستمال چهارگوش مشکی بزرگ و ابریشمی است که در واقع می توان آنرا نوعی پیشانی بند بحساب آورد چرا که زنان آنرا روی پیشانی می بندند و سپس دو سر انتهایی آنرا در پشت سر به هم گره میزنند. در جلوی این دستمال که دو گوی نقره ای ریشه دار وجود داردکه به آنها گوی سر دستمال می گویند.

جومهّ «جوّه joveh» :پیراهنی است آستین بلندمچ دار که پیش سینه اش چاکدار بوده و سه دکمه بر آن می دوزند و بالا تنه و دامنش صاف و بدون چین می باشد. بلندای جوّه تا زیر زانو میرسد و دو طرف پایین دامنش آنرا به اندازه 20 سانتیمتر چاک می دهند. البته نوع بدون چاك آن نیز وجود دارد. جوّه در رنگهای مختلف و با توجه به سن فرد تهیه می شود.

شلوارقری «شولار showlar»: به صورت دامنی بلند و چین دار دوخته میشود. معمولا برای تهیه آن از رنگهای شاد استفاده می کنند و بین شش تا دوازده متر پارچه برای دوخت آن لازم است. در قدیم برای تهیه شلوار قری بیشتر از مخمل به رنگهای بنفش و قرمز استفاده می کردند که وزن آن خیلی سنگین میشد اما امروزه  از پارچه هایی بمراتب سبکتر از مخمل استفاده میشود.

گیوه ملکی: نوعی کفش نرم، سبک، و گران قیمت است که رویۀ آن از نخ پنبه ای تابیده و زیر آن از چرم و لته است و با دست ساخته می شود. گیوه آجیده نوع دیگرى از گیوه است که رویه ای درشت باف دارد. البته امروزه پوشیدن گیوه در میان زنان بختیاری دیگر معمول نیست. کفش چرمی و رویه دار به رنگ غالبا مشکی که به گویش بختیاری به آن «اُرسی orssi» میگویند متداول شده است.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391
دوشنبه 31 خرداد 1389  11:36 ق.ظ

دوش اندر پی هم پیاله ای میگشتم         تا جرعه بنوشیم وشویم همدم و هم یار

از باده فروش باده جانانه ستاندم             گشتم روان درپی پیدا شدن یار به بازار 

وز بخت بدم هیچ کس یار نبودش               تا لر پسری گشت از ان دور پدیدار

گفتم که بیا وز می جانانه بنوشیم        گفت :می چنه ؟ دستم ایونی هی هالو وردار

گفتم که تو گرعاشقی وز پی عشقی           باید که بنوشی از این اب گهر بار 

گفت:عاشقوم اماتوچته هول ایزنی سیم     یعنی مونه اشناسی و دونی تو زه گلناز

گفتم که بله وز عشق تو بااوهمه دانند         بوسیدن گلنار به گلزارو چمن زار  

بر دامن صحرا و به گلزار نشستیم            تا خویش زه غمها برهانیم ونباشیم خبر دار

 الحق که زبانش به خدا مزه می بود         سرمست زمی یک طرف ومست زشیرینی گفتار

گفتم که تو میخورده ای اکنون به چه حالی         گفت سر گیزه گریدم مو الکی و خشخار

گفتم که بخور گیجی تو مال گذشته است        امروز دگر عاقلی وعاشق وهوشیار

گفت ای جقله ار زه خدا ترس نداشتوم        با چو ایزیدم ور کد نامرد عله یار  

گلنازه به مونیده و خین کرده به جونوم      هی ارو بروم کرده چی مشک لکه دار

هرسا که ایگوم دودره وادیم               چفتامه گره چی سگل هار 

امسال یوچند ساله که خین کرده به جونوم       دردت من جونوم ای سوزه نمک دار

گه ساکتو گه گریه وگه شاد              گه بود طلب کار وگهی بود بدهکار  

گفتم که بگو حال به چه حالی   گفت چندی خشه وا بزنوم گاله وهیجار


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 تیر 1389


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 3 مرداد 1389
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389  01:43 ب.ظ


     
 

                  بیوگرافی منوچهر زنگنه

منوچهر زنگنه کهوایی متولد ۱۷/۶/۱۳۵۷ روستای ابراهیمی واقع در شهرستان باغملک استان خوزستان. در سال 1382 ازدواج کرده و حاصل این ازدواج دختری به نام مانیا می باشد. کار خوانندگی را در سنین پایین (ده سال اول) نزد پدر خود که در سال 84 به رحمت ایزدی پیوست آموخت. پدرش صدای دامنه دار و زیبایی داشت که بخش اعظمی از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی را حفظ بود.پدرش در خواندن آوازهای محلی ( یار یار ) به سبک های محلی تبحر چشم گیری داشت. ( قابل توجه اینکه پدرش سواد خواندن و نوشتن نداشت) منوچهر زنگنه بعد از اتمام خدمت سربازی در سال 79 به امور خوانندگی در مجالس عروسی و عزا در بین همتباران خود پرداخت و از آنجایی که صدایی رسا و کلامی دلنشین داشت خیلی زود در میان مردم دیگر شهرها هم جایگاه خود را پیدا کرد.

نا گفته نماند که منوچهر در سن 10 سالگی به نوحه خوانی در هیئت های عزاداری در دهه ی محرم مشغول بود. ایشان علاوه بر کار خوانندگی شعر هم می سراید و به تازگی کار تحقیق را در زمینه آوازهای تصنیف ها و رسومات محلی به طور گسترده ای آغاز کرد. آقای زنگنه در کنار کار خوانندگی در مراسمات شخصی چند آلبوم صوتی و تصویری درد عشق ـ پوئیز عشق(تصویری) ـ آه دل ـ زمونه ـ و امامزاده عشق را ارائه کرده که در بین هواداران خود جایگاه خاصی دارند. ولی در طول عمر خوانندگی خود در شهرستان محروم کنسرت خیر خواهانه ای اجرا کرد. که تمام عوامر آنرا صرف کارهای خیریه کرده است. امتیازی که منوچهر زنگنه را از کثیر خوانندگان متمایز می کند اجرا های زنده ایست که انجام می دهد. حتی آلبومهای خود را به صورت زنده می خواند. رکورد امتیاز در اجرای زنده هشت ساعت به صورت متوالی و بدون وقفه در یک جشن عروسی در شهرستان رامهرمز بود.

ضمنا شعر و اهنگهای منوچهر زنگنه را دهها خواننده جوان و با ذوق در جشنهای عروسی در استان خوزستان و بعضی استانهای همجوار تقلید میکنند.


  • آخرین ویرایش:شنبه 2 مرداد 1389
پنجشنبه 20 اسفند 1388  12:57 ق.ظ


رده:  


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 19 اسفند 1388  10:34 ق.ظ



شو که تینا ایگریوم ای نگارم کوجنی  

                           سر به دیوار غم اینم سر وراروم کوجنی

روزم من کوه ودره تینا مثل فرهادیم 

                           بی تو روزومم شو سیاه ای شرینم کوجنی

دیرادیر سیل ایکنی من دشت بیوار دلم  

                              دشت امید تو گل کرد ای بهارم کوجنی

شهد تریاک لبات امشو فقط درمونمه 

                             لو بنه سر لوام امشو خماروم کوجنی

تیر عشقت به پر غم بستی زی من دلم 

                            عاشقم کردی یروزی بیقرارم کوجنی

غسلم ایدان کفن دادن سر تا پامونه  

                             روز مرگم تو نبیدی. من مزارم کوجنی  

روز به روز هی تازه ایبو زخمای کهنه دلم   

                              مرهمی نه تا ببینم ای طبیبم کوجنی

شو به عشقت تازه ایبو طاقت رهده دلم  

                             ای شمیم زینت روزای بهاروم کوجنی

ار گله ای به ای دل کنی شایدنورتابه دلم
                       
                             زت گله داروم عزیزوم تا قیامت کوجنی

سال وماه و روز نشستم تابهار نو بیا   

                            په بهار اومه همه گلها دراومد کوجنی  

ایل  احساسم نکرده بار.بارغم کرده دلم    

                            غم به بختم یاروم اوی نازنینم کوجنی  

ایل شهماروند گواهن مثل کوگ مست درم  

                         ناله برنو به گوشم مثل شو پر به درم په کوجنی



  • آخرین ویرایش:یکشنبه 27 تیر 1389
دوشنبه 17 اسفند 1388  02:34 ق.ظ


 به نام خداوندی که لر افرید   *** دلش را از اندوه پرافرید

غم لر غم غربت کوچ نیست *** خداوند لر بره وقوچ نیست

خدا حافظ ای کوچ هر سال من***خدا حافظ ای بخت واقبال من

خدا حافظ ای مشک ودوغ وکره***خداحافظ ای کبک ومیش وبره

دلم خو یکی بیا زه اسبیونه ومال***که سیمون بخونه کمی  دی بلال

دلم تنگه سی پازنون منار***دلم تنگه سی برنو و ام یک وسوز وار

دلم تنگه سی مال وتش بهون***بسی نظام و بیژن شاهنامه خون

دلم ایخو وابا دلی و قربونه ایل*** بگردم به جست کلو س و چویل
.                                        
دلم ایخو ورگرده او روزگار***روه مالمون پشت تنگ منار

دلم ایخو جونم  بهاری بووه*** همه زندگیم بختیاری بووه


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 24 تیر 1389
جمعه 14 اسفند 1388  01:04 ب.ظ

zanebakhtiari
بی مریم تنها ترین زنی که به سرداری رسید:
 بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می شد. وی طی نامه ها و تلگراف های مختلف بین سران ایل و سخنرانی های مهیج  و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می کرد و به عنوان یکی از شخصیت های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده است. 

سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده ای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حمله ای سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصا تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.1

سردار مریم بختیاری در جنگ جهانی اول با وجود آنکه ایل بختیاری از انگلیس ها حمایت می کرد به مخالفت با انگلیس ها پرداخت و با عده ای از تفنگچیان و سرداران خود جانب متحدین را گرفت. او پاره ای از خوانین جزء بختیاری چون خوانین پشتکوه را با خود یار ساخت و در یورش های مداوم خود به انگلیس ها صدماتی وارد ساخت به طوری که پلیس جنوب مبارزات دائمی و پیگیری را با او شروع کرد. او از سربازان و افسران آلمانی و سرکوب و قلع و قمع راهزنان کهگیلویه و کنترل خوانین کوچک استفاده نمود.2 

قدرت سردار مریم در منطقه به حدی بود که روس ها به هنگام فتح اصفهان خصمانه به منزل او تاختند و اثاثیه او را به یغما بردند و کلیه اموال و املاک او را در اصفهان مصادره کردند.3 

رشادت و دلاوری این زن بختیاری به حدی بود که آوازه شهرت و آزادگیش در سرتاسر میهن پیچید و منزل او مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه شد به طوری که هنگام فتح اصفهان توسط روس ها (در جنگ جهانی اول)؛ فن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود تا اینکه پس از شکست بختیاری ها از روس ها و کشته شدن 58 نفر راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت. به پاس حمایت های سرسختانه بی بی مریم از فن کاردف، امپراطور آلمان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد و او تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید.4  

جریان مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیس ها در طی قرارداد 1919 و کودتای 1299 همچنان ادامه یافت به طوری که دکتر محمد مصدق حاکم فارس در زمان کودتای 1299 پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان سردار مریم بود. 

سردار مریم بختیاری در سال 1316هـ. ش سه سال پس از شهادت فرزندش علی مردان خان در اصفهان به دستور رضاشاه، زندگی را بدرود گفت.5



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 17 اسفند 1388

سردار اسعد

علیقلی خان ایلخانی (سردار اسعد دوم) پسر سوم و چهارمین فرزند حسین قلی خان ایلخانی از تیره هفت لنگ بختیاری و نوۀ دختری


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها