تبلیغات
آرنگ قلعه درویش - عکس خودم با لباس محلی
 
آرنگ قلعه درویش
درباره وبلاگ


09124903992باسلام جهت هر گونه راهنمایی وکمکی که از دستم بر اید در خدمت شما عزیزان هستم

مدیر وبلاگ : حمزه سلطانپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
www.kog.blogfa.com ایل بزرگ بختیاری ایل بزرگ بختیاری
جمعه 16 بهمن 1388 :: نویسنده : حمزه سلطانپور







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 24 دی 1390 09:12 ب.ظ
dsalam damet garm khan - mam ye dast lebas chogha dabit kho ekhom koje va gir biarom ? si clipom elazem darom
سه شنبه 14 تیر 1390 12:07 ب.ظ
خیلی خوش تیپی . ماشااله.
در کارتون موفق و پیروز باشی.
چهارشنبه 11 خرداد 1390 10:55 ب.ظ
من دیگه نمیخوامت درداتم مال خودت
من دیگه سردم نمیشه دستاتم مال خودت

بی خداحافظی رفتی تو منو تنها گذاشتی
من میگم خدانگهدار نگو که دوسم نداشتی

میگذره روزام به سختی شبامم تلخ و سیاهه
با اینکه نامردی کردی زندگیم بی تو تباهه

دل من دستاشو هرگز واسه دلخوشی نمیخواد
وقتی که گریم میگیره دیگه پیش تو نمیاد

عزیزم خدانگهدار دیگه دستام سرده سرده
اگه خوب نگاه کنی ، توی چشمام پر اشکه



کسی که همه وجودش تنها چشمای تو بودش
به کسی نداده دل چون ، تو بودی بود و نبودش



یادته گفتی بهم که ، عزیزم صدات کنم
حالا که داری تو میری ، بگو چی صدات کنم



ماهِ نازنین من ، اگه میخوای بری برو
ولی تو بگو که میرم ، بی خداحافظی برو



آره من از تو گذشتم برو با همون که میخوای
نمیگم بیا تو پیشم ، میدونم هیچ وقت نمیای



میدونم شبا به یاد یکی دیگه تو میخوابی
خوابتو شبا میبینم نمیدی تو خواب جوابی



خیلی وقتا مثل الآن بدجوری دلم میگیره
دل میدونه که نمیای واسه این داره میمیره



بغضی تو گلوم گرفته نمیتونم شعر بخونم
برو دیدار به قیامت ،عزیز نامهربونم

سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 10:48 ق.ظ
سلام رفته بودی موچه یا شكار
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 09:36 ق.ظ
سلام دیروز رفتم کوه هر کلهی که دیدم یادت افتادم
دوشنبه 25 بهمن 1389 02:42 ب.ظ
عکس بیشتری از قلعه درویش بذار تو وبلاگتون.ممنونم
چهارشنبه 29 دی 1389 11:02 ب.ظ
سلام .خیلی خوشگلی لب خزینه هم می شینی.لب ولوله کن .ازطرف سعید عبدی
سه شنبه 21 دی 1389 04:43 ب.ظ
سلام رفیق میشه ازت خواهش کنم یه سری عکس با لباس محلی از خودت بذاری حالشو ببریم ممنونم
پنجشنبه 4 آذر 1389 11:49 ب.ظ
اسیر دلبری دیرینه ام من
فدای این دل بی کینه ام من
کجا رفتی ، چرا رفتی ز پیشم
تو می دونی که من محتاجت میشم
عید غدیرتو بادا مبارک
بهترین بانوی عشق بادا نثارت
(بارانی)
1389/9/4
سه شنبه 18 خرداد 1389 01:58 ب.ظ
آقاحمزه خیلی باحالی داداش
یکشنبه 19 اردیبهشت 1389 11:00 ق.ظ
سلام حمزه خان
عکستون خیلی قشنگه لباس هاتون هم خیلی بهتون میآد می تونم ازتون خواهش کنم که چند تا عکس خانم با لباس محلیهای زیبا هم برامون بزارید.
مچکرم
شنبه 15 اسفند 1388 04:45 ق.ظ
سپیده​دم که صبا بوی لطف جان گیرد چمن ز لطف هوا نکته برجنان گیرد
هوا ز نکهت گل در چمن تتق بندد افق ز عکس شفق رنگ گلستان گیرد
نوای چنگ بدانسان زند صلای صبوح که پیر صومعه راه در مغان گیرد
نکال شب که کند در قدح سیاهی مشک در او شرار چراغ سحرگهان گیرد
شه سپهر چو زرین سپر کشد در روی به تیغ صبح و عمود افق جهان گیرد
به رغم زال سیه شاهباز زرین بال در این مقرنس زنگاری آشیان گیرد
به بزمگاه چمن رو که خوش تماشایی است چو لاله کاسه​ی نسرین و ارغوان گیرد
چو شهسوار فلک بنگرد به جام صبوح که چون به شعشعه​ی مهر خاوران گیرد
محیط شمس کشد سوی خویش در خوشاب که تا به قبضه​ی شمشیر زرفشان گیرد
صبا نگر که دمادم چو رند شاهدباز گهی لب گل و گه زلف ضیمران گیرد
ز اتحاد هیولا و اختلاف صور خرد ز هر گل نو، نقش صد بتان گیرد
من اندر آن که دم کیست این مبارک دم که وقت صبح در این تیره خاکدان گیرد
چه حالت است که گل در سحر نماید روی چه شعله است که در شمع آسمان گیرد
چرا به صد غم و حسرت سپهر دایره​شکل مرا چو نقطه​ی پرگار در میان گیرد
ضمیر دل نگشایم به کس مرا آن به که روزگار غیور است و ناگهان گیرد
چهارشنبه 5 اسفند 1388 11:37 ق.ظ
قربون تیپت برم چوقاکیارسی
چوبازون ذلیل کنم روز عروسیت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.